سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
188
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
پس در نتيجه مثال واوى از هر شش باب ثلاثى مجرد آمده است باستثناى باب نصر ينصر . تبصره : اصل يعد و يرم يوعد و يورم بود قاعدهاى است مسلّمه در نزد علماء صرف كه هر وقت واو بين ياء مفتوحه و كسره لازمه واقع شود آن را حذف مىكنند و چون در اينجا چنين بود حذف كردند و امّا اصل يضع ولو اينكه در اصل يوضع بود و مانند دو مثال قبل بين ياء مفتوحه و كسره لازمه واقع نشده بود لكن در حقيقت اين مثال هم مانند دو مثال قبلى مىباشد به اين معنى كه وضع يضع در اصل از باب ضرب يضرب بوده چون وعد يعد واو را بعلّتى كه گفته شد حذف كردند شد يضع و چون عين از حروف حلق است و ثقيل اداء مىشود مناسب با آن اينست كه قبلش حركت سبكى باشد تا در اداء و قرائت ثقلش زياده نشود لذا كسره را بفتحه كه اخفّ حركات است تبديل نمودند . مشتقات باب وعد يعد ماضى معلوم / وعد / يعنى وعده داد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / وعد / يعنى وعده داده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يعد / يعنى وعده ميدهد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يوعد / يعنى وعده داده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليعد / يعنى بايد وعده بدهد يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليوعد / يعنى بايد وعده داده بشود يك مرد مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / عد / يعنى وعده بده تو يك مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لتوعد / يعنى وعده داده بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يعد / يعنى نبايد وعده بدهد يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يعد / يعنى وعده نداده است يك مرد غائب در زمان گذشته